الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

395

الغدير ( فارسى )

- آرى ، آنكه آماج تير مژگان دوستان واقع شد ، ديگر شفا و بهبودى از او چشم مدار ، و صبر و قرار را در او جستجو مكن . - ترا آرام و تسكين باد كه تو اول كسى نيستى كه عشق تسخيرش كرده و پاسخ قبول شنيده است . - و نيز اول عاشق بىقرارى نيستى كه نفس خود را زير پا گذاشته و بىقرار گشته است . - با اين دل مشتاق ، سازش و رفق داشته باش ، چرا كه محكوم به عشق‌ورزى است و جفاى دوست در او كارگر افتاده است . - پس بيا حديث عشق آغاز كن ، و در سراى آن كسى را بزن كه در بزرگوارى بىهمتاست . - به مدح كسى روى آر كه در بزرگواريها و كرامات يگانه است ، و به مدارج بزرگ و قلّهء افتخار نايل گرديده است . - آن‌كه به بلندترين مقامات رسيده است و دشمنانش لباس حقارت پوشيده‌اند . - او در سخنورى به مقامى رسيده كه ترا در وصول به اهداف بلند بسنده است . - بيان هيچ سخنور توانايى نتواند ده‌يك مناقب و اوصاف او را وصف كند و به شمار آورد . - او كعبهء اقتداى بزرگان و منار رفيع پژوهندگان كمال است . - همهء مفاخر در اختيار اوست و ديگران به غير او پناه نمىبرند . - آنگاه كه در امواج تيره و تار درياى انديشه غوطه‌ور مىشوى ، اوست كه همچون روز روشن جان ترا نورانى و پرفروغ مىكند . - او دريايى است كه وصفش پايان‌پذير نيست ، و تو از دريا بگو تا به آسايش رسى . - فضيلت‌طلبان را از فيض وجود خويش بهره‌مند مىگرداند و به جويندگان عطايش احسان مىكند . - همچون دخترى آراسته و زيبا كه دامن خود فروهشته و ناز و كرشمه مىفروشد . - در جامه‌اى نيكو به سوى تو مىخرامد ، و راست‌قامت به سوى تو مىآيد . - با ظرافت تمام مشك‌فشانى مىكند و در بهترين جامه كه عاريتى نيست ، خودنمايى